كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
33
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
شهداى قرطبه را در پيش گرفتند . اين گروه آنقدر در شهر جنجال و بلوا به راه انداختند كه سرانجام مسئولين شهر مجبور به زندانى كردن آنها گرديدند و از آنجا كه به كشتن آنها تمايل نداشتند مدتها سرگردان اين زندان و آن زندان بودند . با اينكه مسئولين شهر نمىخواستند اين آشوبگران را از بين ببرند ، مسلمانان اسپانيائى ، مستعربها « 1 » ، شديدا تمايل داشتند كه اين گروهها كشته شوند تا مبادا در مورد آنان ذهنيت بدى در ساير مسلمانان به وجود آيد . سرانجام پيروان فرانسيس به شهر سوتا « 2 » در مراكش تبعيد گرديدند . آنها نيز به محض ورود به مسجد اصلى شهر رفته و در نماز جمعه به محمد ( ص ) و اسلام توهين نمودند و آنقدر به اين كار ادامه دادند كه مسئولين مجبور به كشتن آنها شدند . وقتى فرانسيس اين را شنيد فريادى از شوق كشيده و گفت : « خدايا ، متشكرم ! حال مىدانم كه چقدر پيرو صديق دارم » . 16 روش شهادتطلبى ، در بين پيروان فرانسيس آنچنان عادى گرديد كه وقتى در سال 1227 گروه ديگرى در سوتا محكوم به مرگ شدند ، در نامههائى كه براى دوستان خود به وطن ارسال نموده بودند چنين اظهار داشتند : « هدف اصلى ما از اين ماموريت كشتن و نفرين كردن اين بىدينان بتپرست است ، خدا ما را يارى دهد . » 17 سرانجام بقيه آنها به سرزمين مقدس رفتند . با اين وجود ، اسقف شهر اكره « 3 » كه اين روشها را ناشايست مىدانست چنين مىنويسد : ساراكنها با اشتياق به تبليغات دينى مسيحيان و نقل قولهائى كه از انجيل مىكردند گوش فرا مىدادند ، اما هنگامى كه نحوه تبليغات آنان به توهين و اهانت به پيامبر و اسلام تغيير مىيافت به آنها حمله كرده و اگر مىتوانستند همگى آنها را يا كشته يا از شهرهاى خود بيرون مىكردند . 18 اينچنين بود كه در قرون وسطى حتى هنگامى كه مسيحيان مىخواستند با پيام عشق و محبت مسيح به مسلمانان نزديك شوند و آنان را ارشاد نمايند نهايتا كار به خشونت و توهين كشيده مىشد . در اواخر قرن سيزدهم محقق مسيحى ريكولدودا مونته كروس « 4 » ، از مكتب دومينيكن ، كه براى تبليغ مسيحيت به كشورهاى اسلامى
--> ( 1 ) - Mozarabs ( 2 ) - Ceuta ( 3 ) - Acre ( 4 ) - Riccoldo da Monte Croce